على آقا نورى
138
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
3 . تشيع حاصل روابط فرهنگى و اجتماعى با غيرمسلمان گفته شد كه نويسندگان در گزارش و تحليل خود از خاستگاه هريك از فرق اسلامى ، به ويژه تشيع هم داستان نيستند . از جمله گزارشها و تحليلهايى كه در آثار برخى از نويسندگان و مورّخان گذشته ، و بيشتر از آن در تحليلهاى پژوهشگران معاصر ، در باب مبانى انديشههاى فرقهاى به چشم مىخورد ، تكيه بىضابطه و افراطى آنان به عنصر اخذ و اقتباس از بيگانگان است . صاحبان اين ديدگاه عموما با جستوجو و ادعاى كشف برخى از شباهتهاى اعتقادى مسلمانان با غيرمسلمانان بر عنصر اخذ و اقتباس تكيه كرده و سايه تحليل خود را بر بسيارى از مبانى و انديشههاى فرق اسلامى گستراندهاند . « 1 » مشكل اساسى اين نگاه آن است كه صاحبان آن عموما ، نه براى خلاقيتهاى فكرى مسلمانان و اوضاع سياسى صدر اسلام حسابى بازكردهاند و نه به ظرفيت تكثرپذيرى مبانى فرهنگ اسلامى و جوامع مسلمانان توجهى داشتهاند . درست است كه نمىتوان از تأثير روابط فرهنگى و تعامل فرهنگى در ظهور و بروز و تقويت و رواج برخى از انديشهها به كلى چشم پوشيد ، امّا برجسته كردن و تعميم دادن آن ، به حدّى كه تأثير مستقيم خود مسلمانان و فرهنگ اسلامى را در اين زمينه ناديده انگارد ، برپايه هيچ تحليل علمى و مستند محكم استوار نيست بلكه شواهد و قراين فراوان نيز خلاف آن را ثابت كرده است . « 2 »
--> ( 1 ) . ابو زهره ، تاريخ المذاهب الاسلاميه ، ص 100 ، 107 ، 124 ، 174 ؛ احمد امين ، ضحى الاسلام ، ج 1 ، ص 233 به بعد ؛ زهدى جار اللّه ، ص 30 و 31 ، 38 - 44 ، 90 - 94 . وى در اين اثر بيشتر اصول معتزله و نيز انديشههاى جبريان را به منشأ مسيحى يا يهودى بازمىگرداند . در مورد گزارش ربط و نسبت بيشتر اصول تصوف اسلامى با تعاليم اديان و فرهنگهاى خارج از قلمرو اسلام بنگريد : يحيى يثربى ، فلسفه عرفان ، ص 70 به بعد . ( 2 ) . نك : صائب عبد الحميد ، همان ، ص 29 - 42 .